سوژه کوهستان در ادب و هنر ترکان آذربايجان

 

نگاهی کوتاه به تاريخ ترکان آذربايجان جايگاه کوهستان را در ادب ترکان و نقش کوهها را در شکل دهی فرهنگ، و روح و روان مردم آذربايجان نشان ميدهد. کمتر شاعر يا هنرمندی يافت ميشود که از چشمه‌ساران زلال جاری در سينه کوهها الهام نگرفته باشد و هنگام پديد آوردن اثر هنری خويش دلی در کوهساران و سر و سری در دامنه های سبلان، سهند، بزغوش، کئچی قالاسی، سامبران، سلطان سنجر، ميشو داغی، بهلول داغی، قافلانتی، و قيز قالاسی نداشته باشد.

بنابراين برای شناخت فرهنگ اصيل هر ملتی و درک ويژ‌گيهای رفتاری و خصايل آن ملت، شناخت خواستگاه و پس زمينه‌های زيستی ضروری است. مطالعه جايگاه کوهستان در ساخت و پرداخت ادب آذربايجان تز بزرگی است، چرا که خمير مايه زندگی هنری خلاقان فرهنگی ملتی را تشکيل ميدهد. بويژه که نيل به مرحله هارمونی انسان با طبيعت و درک زبان و فرهنگ کوهستان سرچشمه و سرمنشا خلاقيتهای بشری بوده است که در مواردی زيبايی‌های مسحور کننده اين قبيل آثار در افق افسانه ها سير ميکند. داستانهای کور اوغلی و ديوانگان ستيغهای چنلی بئل و زندگی بابک خرمدينی و ياران او در کوههای بذ قالاسی و آثار بکر و زيبای فولگلوريک عاشقان آذربايجان همه و همه رنگ و عطر دامنه‌های کوهستانها و آرزوهای ملت بزرگ و زحمتکش آذربايجان را در سينه دارد. غليان مردم در قلعه بابک ،و سرازير شدن پير و جوان به کوههای اطراف کليبر در آذربايجان خبر از همان خصيصه زيست_فرهنگی اين مردم و ويژگيهای آنتروپولوژيک آذربايجانيهاست. حتی هنرمندان سرشناس و چهره های نام آوری چون دکتر رضا براهنی، اين فرزند برومند تبريز، که آثارش را عمدتا به فارسی خلق کرده، سوژه‌ها و بن مايه های رومانهايش از قبيل "رازهای سرزمين من" از جای جای کوهها و ارتفاعات اين مرز وبوم نشات می‌گيرد.
داغلارينين باشی قاردير             قلل کوههايش پر برف است
آغ ئورتوکون بولوتلاردير               ابرها چون چادر سرت سفيدگون است
بويوک بير تاريخين واردير              تاريخ بس درازنايی داری
آذربايجان_آذربايجان

***********
"آی داغلار سنده گوزوم وار       آی کوهها چشم به شما دوخته‌ام ،
آی منده درده دوزوم وار            آی من در برابر درد و غم تحمل دارم،
خبر وئيرين يار گلسين             خبر دهيد که يارم از راه بر سد،
آی اوره‌ک دولو سوزوم وار.         آی قلبم پر از حرف و سخن است
***********
بو داغلار اولو داغلار                 اين کوههای سر به فلک کشيده

چشمه لی سولو داغلار           کوههای ير چشمه و پر آب
بوردا بير ايگيت اولوب               اينجا قهرمانی مرده‌است
گوی کيشنه‌ر بولوت آغلار         هز غمش آسمان زوزه می‌کشدو ابر ميگريد.