از کوه وسط دوراهی بالا میرویم بعد از یک ساعت کوه پیمایی به جایی میرسیم که یک کوه منفصل به شکل کله قند بنام پته داغی در مقابل ظاهر میشود ابتدا ما فکر میکردیم کوه سلطان است اما با ادامه حرکت و گردش به چپ از کناره کوهها کوه سلطان سنجر نمایان میشود در پای کوه آب زلالی جاری است که به ته که دونداران معروف است آبی خوردیم و استراحتی کردیم سپس آقایان دکتر مددی و واحدی و نقی زاده و اسدلو از ادامه راه منصرف شدند و برگشتند و ما شش نفره ادامه دادیم ۴۵دقیقه طول کشید تا به قله رسیدیم سنگهای لایه لایه شده و تخت به ضخامت حدود ۳ الی ۶ سانتیمتری بر زیبایی کوه می افزاید و انگار آدم روی کوزه یا چینی شکسته راه میرود .در روی قله قبر سلطان وجود دارد که با سنگ دورچینی شده است همچنین کوهنوردان محل هایی برای نشستن سنگ چینی کرده اند ناهار را آنجا خوردیم و بعد از کمی استراحت و خوردن چای به طرف پایین حرکت کردیم به محل مینی بوس رسیدیم و سوار شده حرکت کردیم نماز را در زنوز خواندیم و به طرف تبریز و خسروشهر ادامه مسیر دادیم . من در ساعت ۹.۳۰ شب در خانه بودم .

با آرزوی توفیق برای همه همنوردان و کوهنوردان عزیز در تمام مراحل زندگی